السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

327

تفسير الميزان ( فارسي )

مىگويد : « عوج » - به فتحه عين - در كجى چيزهايى كه محسوس و قابل ديدن هستند - چون نيزه و چوب - استعمال مىشود ، و با كسره عين در امور ناديدنى چون اعتقادات و سخن گفتن « 1 » . و شايد منظور از چيزهاى مرئى آنهايى باشند كه به سهولت ديده مىشوند و مقصود از چيزهاى نامرئى آنهايى باشند كه به آسانى مشهود نيستند كما اينكه راغب در مفردات چنين گفته است : « عوج » به فتحه عين كجىهايى را گويند كه با چشم به آسانى ديده مىشوند ، مانند كجى چوبى كه در زمين نصب شده باشد ، ولى « عوج » به كسره عين در كجىهايى است كه با فكر و بصيرت تشخيص داده مىشوند ، مانند انحراف و انحنايى كه در زمين مسطح است كه تنها متخصصين مىتوانند آن را تشخيص دهند ، و نيز مانند انحراف در دين و زندگى « 2 » . پس بنا به گفته وى ديگر اشكالى به آيه شريفه « لا تَرى فِيها عِوَجاً وَلا أَمْتاً » « 3 » وارد نمىشود - دقت بفرمائيد . خداى تعالى در اين سوره كلامش را با ذكر ثناى خود افتتاح فرموده ، و به اين نحو خود را ستوده كه : قرآنى بر بنده اش نازل كرده كه هيچ انحرافى از حق در آن نيست ، و آن كتاب قيم مصالح بندگانش در زندگى دنيا و آخرت است ، و از عهده اين كار به خوبى برمىآيد ، پس همه حمدها كه در ترتب خيرات و بركات آن از روز نزولش تا روز قيامت هست ، همه براى خدا است . پس سزاوار نيست كه هيچ دانشمند اهل بحثى ترديد كند در اينكه : آنچه از صلاح و سداد در جوامع بشرى به چشم مىخورد همه از بركات انبياى كرام است كه در بشر منتشر كرده‌اند ، و تخمى است كه آنان با دعوت خود به سوى حق و حسن خلق و عمل صالح افشانده‌اند ، و اينكه قرآن كريم در چهارده قرنى كه از نزولش مىگذرد تمدنى به بشر داده و ارتقايى بخشيده و علم نافع و عمل صالحى در بشر به وجود آورده كه مخصوص خود آن است و به همين جهت دعوت نبوى منتهايى بزرگ بر بشر دارد ، پس همه حمدها براى خدا است . و با اين بيان روشن مىشود اينكه بعضى از مفسرين در تفسير اين آيه ، يعنى جمله

--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 448 . ( 2 ) مفردات راغب ، ماده « عوج » . ( 3 ) روز قيامت در زمين كجى و جاى خالى نمىبينى . سوره طه ، آيه 107 .